محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
282
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
يرصدونكم بكل مرصاد ) آنان نقشههاى فراوان براى فتنهانگيزى و اختلاف در بين شما درمىاندازند . ( قلوبهم دوية ) اين بند به آيه زير اشاره دارد : « در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود . » « 1 » ( و صفاحهم نقية ) خداوند دربارهشان مىفرمايد : « و چون آنان را ببينى هيكلهايشان تو را به تعجب وامىدارد و چون سخن گويند ، به گفتارشان گوش فرامىدهى ، گويى آنان شمعكهايى پشت بر ديوارند [ كه پوك شده و درخور اعتماد نيستند ] هر فريادى را به زيان خويش مىپندارند ، خودشان دشمنند ، از آنان بپرهيز خدا بكشدشان ، تا كجا [ از حقيقت ] انحراف يافتهاند . » « 2 » ( يمشون الخفاء و يدبون الضراء ) آنان همانند غده سرطانى هستند كه خون و گوشت آدمى را تباه مىسازد و در ظاهر هيچ نمودى ندارد . ( و قولهم شفاء و فعلهم الداء العياء ) خداوند دربارهشان مىفرمايد : « و چون با شما برخورد كنند مىگويند ايمان آورديم و چون [ باهم ] خلوت كنند از شدت خشم بر شما سر انگشتان خود را مىگزند . » « 3 » ( حسدة الرخاء ) بر هر صاحب نعمتى حسد مىورزند و بر خدا خشم مىورزند كه به آنان اين نعمتها را داده است . ( و مؤكدو البلاء ) اگر انسان ضعيفى را ببينند ، او را خوار شمرده و مسخرهاش مىكنند و از روى پستى به او تجاوز مىكنند . ( و مقنطو الرجاء ) هنگام نزول گرفتارى بر كسى ، او را از رحمت خداوند نوميد
--> ( 1 ) . فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً بقره / 2 : 10 . ( 2 ) . وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ منافقون / 63 : 4 . ( 3 ) . وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ آل عمران / 3 : 119 .